فراخوان به ایجاد بلوک چپ انقلابی و سوسیالیست
آوات شریفی، ایرج فرزاد، داریوش نیکنام، عبداله شریفی، غفار غلام ویسی و فهیمه قطبی
آنچه در تحولات روزهای اخیر جامعه ایران چشمها را به خود خیره کرده است، به جلو صحنه آمدن و به خیابان آمدن جدال مردم منزجر از سى سال حاكميت سياه نظام اسلامى بر سر تعیین تکلیف با رژیم جمهوری اسلامی به عنوان راس دولتی جنبش اسلام سیاسی است.
دلایل و ریشه های تاریخی و فرهنگی و سیاسی تعارض اسلام سیاسی با مکانیسمهای تولید سرمایه داری و الزامات اقتصاد بازار؛ و با رفاه و خوشبختی شهروندان جامعه در نوشته ها و رسالات و مقالات متعدد توسط مارکسیستها و کمونیسم معاصر ایران توضیح داده شده است.
جامعه ایران، علاوه بر دلایل پایه ای تر اقتصادی، از نظر تاریخی از همان دوران تجدد خواهی انقلاب مشروطه، اسلام سیاسی را نپذیرفته است. اسلام سیاسی فقط به ضرب نسل کشی و سی سال قتل و قصاص زنجیره ای بر اریکه قدرت تکیه زده است.
تحولات روزهای گذشته، مصاف عمیق مردم با اسلام سیاسی و بازتاب تناقض بنیادی تر گرایش جامعه ایران برای سازماندهی تولید و اقتصاد، حول دو انتخاب سرمایه داری و سوسیالیستی است.
ورق برگشته است و اسلام سیاسی در ایران و حکومت آن، رژيم اسلامى، دیگر به موقعیت قبل از دوران "انتخابات" باز نخواهد گشت. دو راه و دو مسیر در برابر رژیم اسلامی به عنوان اسلام سیاسی در قدرت باز است. یا از طریق دست بردن به سرکوب عریان و قلع و قمع، برای مدتی دیگر خود را در صحنه سیاست حفظ خواهد کرد و یا به ناچار به یک پروسه دگردیسی و "استحاله"، تن خواهد داد و در مسیر و حلقه هائی از کودتا و ضد کودتاها و تصفیه ها و سازشهای جدید، آرایش درونی اش را برای عبور از نظام "ولایت" برهم خواهد زد. گزینه اول جامعه ایران را به سوی خطر و کابوس سناریو سیاه روانه خواهد کرد و گزینه دوم سناریوهای مشابه و مختلف، و نه الزاما یک به یک، عبور از دوران فروپاشی بلوک سرمایه داری دولتی را باز خواهد کرد.
دلایل و ریشه های تاریخی و فرهنگی و سیاسی تعارض اسلام سیاسی با مکانیسمهای تولید سرمایه داری و الزامات اقتصاد بازار؛ و با رفاه و خوشبختی شهروندان جامعه در نوشته ها و رسالات و مقالات متعدد توسط مارکسیستها و کمونیسم معاصر ایران توضیح داده شده است.
جامعه ایران، علاوه بر دلایل پایه ای تر اقتصادی، از نظر تاریخی از همان دوران تجدد خواهی انقلاب مشروطه، اسلام سیاسی را نپذیرفته است. اسلام سیاسی فقط به ضرب نسل کشی و سی سال قتل و قصاص زنجیره ای بر اریکه قدرت تکیه زده است.
تحولات روزهای گذشته، مصاف عمیق مردم با اسلام سیاسی و بازتاب تناقض بنیادی تر گرایش جامعه ایران برای سازماندهی تولید و اقتصاد، حول دو انتخاب سرمایه داری و سوسیالیستی است.
ورق برگشته است و اسلام سیاسی در ایران و حکومت آن، رژيم اسلامى، دیگر به موقعیت قبل از دوران "انتخابات" باز نخواهد گشت. دو راه و دو مسیر در برابر رژیم اسلامی به عنوان اسلام سیاسی در قدرت باز است. یا از طریق دست بردن به سرکوب عریان و قلع و قمع، برای مدتی دیگر خود را در صحنه سیاست حفظ خواهد کرد و یا به ناچار به یک پروسه دگردیسی و "استحاله"، تن خواهد داد و در مسیر و حلقه هائی از کودتا و ضد کودتاها و تصفیه ها و سازشهای جدید، آرایش درونی اش را برای عبور از نظام "ولایت" برهم خواهد زد. گزینه اول جامعه ایران را به سوی خطر و کابوس سناریو سیاه روانه خواهد کرد و گزینه دوم سناریوهای مشابه و مختلف، و نه الزاما یک به یک، عبور از دوران فروپاشی بلوک سرمایه داری دولتی را باز خواهد کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر