آلن وودز
ترجمهی بابک کسرایی
ترجمهی بابک کسرایی
در 14 ژوئیه 1789 نیرویی متشکل از حدود 1000 پاریسی به زندان باستیل، زندانی قرون وسطایی که در آن زمان زندانیان سیاسی در آن محبوس بودند، حمله کرد. شاه لوئی شانزدهم که راجع به این حمله شنید، پرسید: "شورش شده است". یکی از اشراف که در آن نزدیک بود گفت: "نخیر عالیجناب. انقلاب شده است".
واقعیت به آرامی اما با اطمینان برای ناظرین غربی روشن میشود که آنچه در ایران شاهدش هستیم نه فقط شورش که جنبشی اعتراضی است. این انقلاب مردمی تمام و کمال است. همین اندیشهی ترسناک به ذهن حتی ابلهترین مرتجعین در رژیم تهران هم وارد میشود.
آنان که بیش از همه از فکرِ انقلاب میترسند همان مردانی هستند که روی کاغذ رهبر آن هستند. موسوی دیروز به مردم فراخوان داد که تظاهرات نکنید "تا جانتان را نجات دهید". نتیجه روزی دیگر سرشار از اعتراضات خیابانی بود. امروز او از تظاهرکنندگان خواست به مساجد بروند "تا برای کسانی که در روز جمعه کشته شدند عزاداری کنند". این تلاشی واضح برای بیرون کردن مردم از خیابان ها و گرفتن نیروی جنبش تودهای است. اما جنبش در حال حاضر نشانی از خستگی نمیدهد.
در حال حاضر رهبرِ صوری جنبش، میرحسین موسوی است اما این تنها حادثهای تاریخی است و دیری نمیپاید. عصبانیت و نارضایی تودهها که در طول دههها انباشته شده است به نقطه عطفی نیاز داشت و این نقطه همین اعتراضات حول نامزد اصلی مخالفین است که تودهها او را به سمتی کشاندهاند که در مخالفتش با دولت بیش از قصد خود پیشروی کند. بحران کنونی از خشم عمومی بر سر انتخابات کشوری ناشی شد اما به چیزی بسیار فرای آن رسیده است و میتواند با طرح مسئلهی قدرت خاتمه یابد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر